|
درج شده در نشریه پیغام سال دهم شماره ۴۸۱نهم اردیبهشت ۱۳۸۷ می گویند روزی که انوشیروان عادل، خزانه ی خود را خالی دید، دست به دامان مردی کفشگر شد. کفشگر گفت: در صورتی به تو قرض می دهم که اجازه دهی فرزندم در جمع شاهزادگان درس بخواند. انوشیروان، عطایش را به لقایش بخشید. |
|
|






