چند روزی است که خلق از پی یارانه دوان
فرم در دست روانند همه پیر و جوان
شکر لله که پس از سهم عدالت اکنون
فکرمان هست به یارانه ی نقدی نگران
درد بی برقی و کم آبی و ارزاق گران
خوب شد گشت همه در پس یارانه نهان
دختران شاد کزین پول جهازی بخرند
پسران نیز ز شادی همه تک چرخ زنان
در صف بی سر یارانه جوانی می گفت
چون که یارانه دهندم بروم واطلبان
دیگری گفت که با یاری یارانه خرم
خانه ای شیک در آن سو ترک نصف جهان
آن دگر گفت به همراه عیال و ننه اش
بهر گردش بروم سوی سهند و سبلان
مرد معتادی می گفت که : هر شب ببرم
سنگ و سیخی به سوی محفل تریاک کشان
مرد زن مرده در اندیشه ی تجدید فراش
پچ پچی بود ز زنجیر طلا بین زنان
درِ گوشی به زنی گفت یکی پیرزنی
ننه جان من بروم دکتر دندان و دهان
قاتلی گفت که من نیز ز یارانه خَرم
هفت تیری و کشم هفته به هفته دگران
یک نفر خواست ز من نیز نظر گفتمشان
خربزه آب بُوَد رو تو بُکُن چاره ی نان
در پی مدرسه و مسجد یارانه بسی
بنده هم گشته کنون مثل شما غاز چران
نکند تلخ بود شعر من و دولتیان
مدرک آرند پی ردّ صلاحیتمان
چاپ شده در اتحاد جنوب (هفته نامه محلی دشتستان )شماره ۵۰۷
لطفا در صورت استفاده نام سراینده و منبع آن را ذکر کنید .

این روزها هرکس به دنبال اجاره نامه ای است تا رونوشت آن را ضمیمه ی فرم اطلاعات اقتصادی خانوار خود کند و یارانه ی بیشتری دریافت نماید ، پسر اجاره نشین پدر می گردد و داماد رهین پدرهمسر . اما به هر حال ، اجاره نشین های بینوا ، واقعا درد می کشند.
ســـر بـه کجا می بـــرد بــهای اجــاره
وه چــه زیاد اســت اشــتهای اجــاره
مــوجــر مــن می دهـدم آخــر هـر ماه
بـــس بــد و بــیــراه در ازای اجــاره
صاحب خانه چو دوش ســوی من آمــد
گفــت که مــن آمـــدم بـــرای اجــاره
گفتم :فــردا و گفــت: نه و سپــس بــرد
تــلــویزیـون مـــرا به جـــای اجــاره
آه خــدا تا کـی مـن خـــانــه به دوشــم؟
راحــتـمان کــن تو از جــفای اجــاره
کیست که وامی دهد به بنده ی مسکـین
تــا بــرهــم مـن ز انــزوای اجــاره
کـــــار اداری خـــــــدا کــــــار اداری
دســت مرا کــرد در حــنـای اجــاره
روز ازل روزی ما را چــو نوشــتــنـد
بود بــســی کــم تـر از بهای اجــاره
بر سر هــر کـس نشست مرغ سعـادت
بــر ســر ما جوجه زاغ هــای اجاره
کاش بـــزایـــد ز نـــو رســتــم دســتان
تــا شـکـنــد خوان اژدهــای اجــاره
بنده بوم مخــلص کسی که کـنــد کشف
برهــمه مـســتاجــران دوای اجــاره
مادر من گفــت : ناله کــم کــن "امرو"
زاده شــدی تـوی خانه های اجــاره
رو به خــیابان بــبر اثــاثــه ی خود را
بخش عــطا را تو بر لــقای اجــاره






