گاهی در باره ی من و طنزهایم -- که هردو ناقابلیم -- نظرهایی داده می شود که حیفم می آید از کنارشان به سادگی بگذرم . ای کاش صاحبان همه ی این نظرها را می شناختم تا خدمتشان عرض ادب ویژه داشته باشم . مانند موارد زیر:
امرو تو بپرهیز از این قال و مقال
بر بند به شعر خویش دستار و عقال
انگار خدا نکرده چیزیت شده
پهکت شده زود نرم مانند خمال
پهک: نخستین شکل از میوه ی خرما که سبز و ریز و سفت است
خمال : خرمای نامرغوب(شاید مصراع آخر، معادل غوره نشده مویز گشتن باشد)
****
شعر زیر را استادی گران مایه هنگامی که هفته نامه ی آوای توج علیه من مطلبی ناشیانه نوشت برایم فرستاد چون نتوانستم از ایشان کسب اجازه کنم از ذکر نامشان معذورم.
شنیدم که امرو ترور کردنت
ز نقدی فهیمانه پر کردنت
من بنده خواندم همان نقد را
بخوان نسیه جانا مخوان نقد را
نویسنده گویا که خود دیده بید
که با نقد نسیه ی خودش ر...ده بید






